فرهنگ آریان‌پور

منها کردن

#۱۹۱٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

subtract

کاستن، تفریق کردن، کم کردن، تفریق شدن، منها کردن

۲

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۳

deduct

کم کردن، کسر کردن، وضع کردن