فرهنگ آریانپور
منها کردن
#۱۹۱٬۹۷۲
subtract
کاستن، تفریق کردن، کم کردن، تفریق شدن، منها کردن
take
(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن
deduct
کم کردن، کسر کردن، وضع کردن
#۱۹۱٬۹۷۲
کاستن، تفریق کردن، کم کردن، تفریق شدن، منها کردن
(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن
کم کردن، کسر کردن، وضع کردن