منگنه
#۱۹۱٬۹۲۲
punch
منگنه کردن، منگنه، مشروب مرکب از شراب و مشروبات دیگر، کوتاه، قطور، مشت، ضربت مشت، قوت، استامپ، مهر، مشت زدن بر، سوراخ کردن، پهلوان کچل
nipper
منگنه، فندق شکن، قند شکن گاز انبرى
nip
نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده
stamp
مهر (mohr)، نشان، نقش، باسمه، چاپ، تمبر، پست، جنس، نوع، پابزمین کوبیدن، مهر زدن، نشان دار کردن، کلیشه زدن، نقش بستن، منقوش کردن، منگنه کردن، تمبر زدن، تمبر پست الصاق کردن
compressor
متراکم کننده، ماشین فشار، دستگاه یا ماشین فشردن هوا، منگنه، کمپرسور
press
فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ
stapler
فروشنده پشم و پنبه و امثال آن، ماشین عدل بندى، ماشین گیره زنى به کاغذ