فرهنگ آریان‌پور

منکوب

#۱۹۱٬۹۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

kaput

کاملاً شک ست خورده، منکوب، از کار افتاده

۲

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن