فرهنگ آریان‌پور

منقطع کردن

#۱۹۱٬۸۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

disrupt

منقطع کردن، درهم گسیختن

۲

interrupt

وقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردن