فرهنگ آریان‌پور

منقرض‌ کردن

#۱۹۱٬۸۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

overthrow

(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض

۲

extinguish

خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن