فرهنگ آریان‌پور

منقبض‌ کردن عضلات‌ خود از ترس

#۱۹۱٬۸۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک