فرهنگ آریان‌پور

منقار

#۱۹۱٬۸۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

beak

منقار، پوزه، دهنه لوله

۲

gouge

منقار، اسکنه جراحى، به زور ستانى، غضب، جبر، در آوردن، کندن، با اسکنه کندن، به زور ستاندن، گول زدن

۳

neb

نوک (مخصوصاً نوک لاک پشت و پرنده)، منقار، بینى، پوزه، دهان

۴

bill

صورت حساب، اسکناس، لایحه، نوک، منقار، نوعى شمشیر پهن، نوک به نوک هم زدن (چون کبوتران)، لایحه قانونى، قبض، برات، سند، (آمریکایى) اسکناس، صورت حساب دادن

۵

pecker

نوک زن، سوراخ کن، نوعى کلنگ، (جانور شناسى) دارکوب، منقار، خورنده، بینى، دماغ

۶

rostrum

منبر، کرسى خطابه، منقار، پوزه، تاج

۷

nib

نوک قلم، نوک، دسته، قلم تراشیدن