فرهنگ آریان‌پور

منفعل‌ کردن

#۱۹۱٬۷۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

mortify

پست کردن، ریاضت دادن، کشتن، آزردن، رنجاندن

۲

chagrin

آزردگى، غم و غصه، اندوه، الم، تنگدلى، اندوهگین کردن، آزرده کردن