فرهنگ آریان‌پور

منفصل‌ کردن

#۱۹۱٬۷۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

disunite

جدا کردن، با هم بیگانه کردن، نفاق انداختن

۲

terminate

به پایان رساندن، خاتمه دادن، منقضى کردن، فسخ کردن، محدود کردن، خاتمه یافتن، منتهى، محدود، پایان دادن، پایان یافتن