فرهنگ آریان‌پور

منفرد کردن

#۱۹۱٬۷۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

isolate

مجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردن