فرهنگ آریانپور
منفذ
#۱۹۱٬۷۴۸
air hole
منفذ، بادگیر، چاه هوایى
bore
سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده
pore
سوراخ ریز، منفذ، روزنه، خلل و فرج، در دریاى تفکر غوطه ور شدن
vent
باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه
lenticel
(گیاه شناسى) عدسک، منفذ، خلل و فرج گیاهى
air pocket
(air hole =) ـ منفذ، بادگیر، چاه هوایى
outlet
دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجراى خروج، بازار فروش، مخرج
aperture
روزنه، دهانه یا سوراخ، گشادگى