فرهنگ آریان‌پور

منفذ

#۱۹۱٬۷۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

air hole

منفذ، بادگیر، چاه هوایى

۲

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده

۳

pore

سوراخ ریز، منفذ، روزنه، خلل و فرج، در دریاى تفکر غوطه ور شدن

۴

vent

باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه

۵

lenticel

(گیاه شناسى) عدسک، منفذ، خلل و فرج گیاهى

۶

air pocket

(air hole =) ـ منفذ، بادگیر، چاه هوایى

۷

outlet

دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجراى خروج، بازار فروش، مخرج

۸

aperture

روزنه، دهانه یا سوراخ، گشادگى