واژههای فارسی←منفجر شدن فیوزفرهنگ آریانپورمنفجر شدن فیوز#۱۹۱٬۷۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفبامنجنیق مخصوص پرتاب مرمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمنجنیق نظامی - نوعی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمنجومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمنجوقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمنجوق زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمنجیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر