فرهنگ آریان‌پور

منعکس‌ کردن صدا

#۱۹۱٬۷۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

echo

طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن

۲

reverberate

پیچیدن، طنین انداختن، و لوله انداختن