فرهنگ آریان‌پور

منعکس‌ کردن

#۱۹۱٬۷۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

reflect

بازتاب دادن یا یافتن، منعکس کردن، برگرداندن، فکر کردن، منتج شدن به، بازتابیدن، تامل کردن

۲

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره

۳

mirror

آئینه، در آینه منعکس ساختن، بازتاب کردن

۴

retort

برگرداندن، پس دادن، جواب متقابل دادن، جواب متقابل، تلافى