فرهنگ آریان‌پور

منعقد کردن

#۱۹۱٬۷۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

conclude

به پایان رساندن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد کردن

۲

hemagglutinate

باعث انعقاد خون شدن، منعقد کردن

۳

close

به دقت

۴

curdle

بستن، دلمه کردن، دلمه شدن، منجمد کردن

۵

coagulate

بستن، دلمه کردن، لخته شدن (خون)