فرهنگ آریان‌پور

منعقد شدن

#۱۹۱٬۷۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

caseate

به صورت پنیرى درآوردن، بستن، منعقد شدن

۲

coalesce

ائتلاف کردن، به هم آمیختن، یکى شدن، منعقد شدن

۳

bind

(past: bound ; past participle: bound) ـ بستن، گرفتار و اسیر کردن، مقید و محصور کردن، به هم پیوستن، چسباندن، صحافى کردن و دوختن، الزام آور و غیر قابل فسخ کردن (به وسیله تعهد یا بیعانه)، متعهد و ملزم ساختن، بند، قید، بستگى، علاقه، مقید کردن، جلد کردن

۴

coagulate

بستن، دلمه کردن، لخته شدن (خون)