فرهنگ آریانپور
منعقد شدن
#۱۹۱٬۷۰۳
caseate
به صورت پنیرى درآوردن، بستن، منعقد شدن
coalesce
ائتلاف کردن، به هم آمیختن، یکى شدن، منعقد شدن
bind
(past: bound ; past participle: bound) ـ بستن، گرفتار و اسیر کردن، مقید و محصور کردن، به هم پیوستن، چسباندن، صحافى کردن و دوختن، الزام آور و غیر قابل فسخ کردن (به وسیله تعهد یا بیعانه)، متعهد و ملزم ساختن، بند، قید، بستگى، علاقه، مقید کردن، جلد کردن
coagulate
بستن، دلمه کردن، لخته شدن (خون)