فرهنگ آریانپور
منع کردن
#۱۹۱٬۶۹۳
inhibit
منع کردن، جلوگیرى کردن، باز داشتن و نهى کردن، مانع شدن، از بروز احساسات جلوگیرى کردن
prohibit
منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى
nix
حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر
forbid
(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود
forfend
(forefend =) ـ دفع کردن، منع کردن، ممانعت کردن، حفظ کردن
refrain
برگردان، خود دارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن
forefend
(forfend =) ـ (forefend =) ـ دفع کردن، منع کردن، ممانعت کردن، حفظ کردن
withhold
(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن