فرهنگ آریان‌پور

منع کردن

#۱۹۱٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

inhibit

منع کردن، جلوگیرى کردن، باز داشتن و نهى کردن، مانع شدن، از بروز احساسات جلوگیرى کردن

۲

prohibit

منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى

۳

nix

حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر

۴

forbid

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۵

forfend

(forefend =) ـ دفع کردن، منع کردن، ممانعت کردن، حفظ کردن

۶

refrain

برگردان، خود دارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن

۷

forefend

(forfend =) ـ (forefend =) ـ دفع کردن، منع کردن، ممانعت کردن، حفظ کردن

۸

withhold

(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن