فرهنگ آریان‌پور

منع‌ کردن

#۱۹۱٬۶۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

prohibit

منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى

۲

forbid

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۳

ban

قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا

۴

taboo

(tabu =) ـ تابو، حرام، منع یا نهى مذهبى، حرام شمرده

۵

discourage

دلسرد کردن، بى جرات ساختن، سست کردن