فرهنگ آریانپور
منع کردن
#۱۹۱٬۶۹۲
prohibit
منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى
forbid
(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود
ban
قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا
taboo
(tabu =) ـ تابو، حرام، منع یا نهى مذهبى، حرام شمرده
discourage
دلسرد کردن، بى جرات ساختن، سست کردن