فرهنگ آریان‌پور

منع

#۱۹۱٬۶۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dissuasion

منع، بازداشت، انصراف، دلسرد سازى، بازدارى

۲

inhibition

منع، جلوگیرى، بازدارى، جلوگیرى از بروز احساسات

۳

prohibition

منع، نهى، تحریم، ممانعت، قدغن، صدور حکم منع، ممنوعیت

۴

snub

پهن و کوتاه، کلفت و کوتاه، سرزنش، منع، جلوگیرى، سرزنش کردن، نوک کسى را چیدن (داراى بینى) سربالا، خاموش کردن (سیگار) ـ

۵

stop

ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه

۶

veto

حق رد، رد، منع، نشانه مخالفت، راى مخالف، رد کردن، قدغن کردن، راى مخالف دادن

۷

rebuff

جلوگیرى کردن، رد کردن، منع، رد، دفع

۸

stoppage

جلوگیرى، منع، بازداشت، سد، خط، ایست

۹

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۱۰

deterrence

بازدارى، بازداشت، منع، منع از راه ارعاب و تهدید

۱۱

forbiddance

قدغن، نهى، ممانعت، منع، بازداشت، جلوگیرى

۱۲

obstruction

انسداد، منع، جلوگیرى، گرفتگى

۱۳

prevenience

پیش روندگى، از لیت، خاصیت جلوگیرى کننده، منع، جلوگیرى

۱۴

restriction

تحدید، تضییق، جلوگیرى، منع، محدودیت

۱۵

ban

قدغن کردن، تحریم کردن، لعن کردن، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، اعلان ازدواج در کلیسا

۱۶

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۱۷

discouragement

دلسردى، فتور، یاس