فرهنگ آریانپور
منظره
#۱۹۱٬۶۰۶
scene
منظره، چشم انداز، مجلس، پرده جزء صحنه نمایش، صحنه، جاى وقوع، مرحله
object
مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن
vision
دید، بینایى، رویا، خیال، تصور، دیدن، یا نشان دادن (در رویا)، منظره، وحى، الهام، بصیرت
outlook
چشم انداز، دور نما، منظره، چشم داشت، نظریه
picture
تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن
scenery
چشم انداز، منظره، صحنه سازى
prospect
معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى
landscape
(باغدارى) خاکبردارى و خیابان بندى کردن، دورنما، منظره، چشم انداز، با منظره تزیین کردن
spectacle
تماشا، منظره، نمایش، (در جمع) عینک
perspective
منظر، لحاظ، دید، بینایى، منظره، چشم انداز، مناظر و مرایا، جنبه فکرى، سعه نظر، روشن بینى، مال اندیشى، تجسم شیى، خطور فکر، دیدانداز