منظر
#۱۹۱٬۶۰۱
perspective
منظر، لحاظ، دید، بینایى، منظره، چشم انداز، مناظر و مرایا، جنبه فکرى، سعه نظر، روشن بینى، مال اندیشى، تجسم شیى، خطور فکر، دیدانداز
hue
چرده، رنگ، شکل، تصویر، ظاهر، نما، صورت، هیئت، منظر
face
صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن
facet
صورت کوچک، سطوح کوچک جواهر و سنگ هاى قیمتى، تراش، شکل، منظر، بند، مفصل
image
مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره
phase
مرحله، فاز، منظر، وجهه، صورت، لحاظ، پایه، دوره تحول و تغییر، اهله قمر، جنبه، وضع، مرحله اى کردن
aspect
نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه
fantom
(phantom =) ـ (pantom =) ـ خیال، منظر، ظاهر فریبنده، شبح، خیالى، روح
visage
رخسار، رخ، چهره، رو، صورت، لقا، سیما، منظر، نما wraith complexion prospect sight
spectrum
بینایى، طیف، خیال، منظر، شبح، رنگ هاى مریى در طیف بین
apparition
ظهور، خیال، روح، تجسم، شبح، منظر
appearance
ظهور، پیدایش، ظاهر، نمایش، نمود، سیما، منظر