منطقی
#۱۹۱٬۵۵۳
logical
منطقى، استدلالى
dialectic
منطقى، مناظره اى، جدلى، لهجه اى، گویشى
dialectical
منطقى، مناظره اى، جدلى، لهجه اى، گویشى
logistic
منطق نمادى، مربوط به منطق نمادى، منطقى، استدلالى، محاسبه اى، علم منطق
dialectician
منطق دان، منطقى، اهل مناظره، پیرو منطق استدلالى
argumentative
استدلالى، منطقى، جدلى
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
level
سطح، میزان، تراز، هموار، تراز کردن، آلت ترازگیرى، سطح برابر، هم تراز، هم پایه، یک نواخت، یک دست، موزون، هدف گیرى، ترازسازى، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن
close
به دقت
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن
lucid
شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم
legitimate
حلال زاده، درست، بر حق، قانونى، مشروع
intellectual
عقلانى، ذهنى، فکرى، خردمند، روشنفکر