فرهنگ آریان‌پور

منطقی

#۱۹۱٬۵۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

logical

منطقى، استدلالى

۲

dialectic

منطقى، مناظره اى، جدلى، لهجه اى، گویشى

۳

dialectical

منطقى، مناظره اى، جدلى، لهجه اى، گویشى

۴

logistic

منطق نمادى، مربوط به منطق نمادى، منطقى، استدلالى، محاسبه اى، علم منطق

۵

dialectician

منطق دان، منطقى، اهل مناظره، پیرو منطق استدلالى

۶

argumentative

استدلالى، منطقى، جدلى

۷

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۸

level

سطح، میزان، تراز، هموار، تراز کردن، آلت ترازگیرى، سطح برابر، هم تراز، هم پایه، یک نواخت، یک دست، موزون، هدف گیرى، ترازسازى، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن

۹

close

به دقت

۱۰

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۱۱

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم

۱۲

legitimate

حلال زاده، درست، بر حق، قانونى، مشروع

۱۳

intellectual

عقلانى، ذهنى، فکرى، خردمند، روشنفکر