فرهنگ آریان‌پور

منطقه

#۱۹۱٬۵۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

zone

منطقه، ناحیه دسته بندى، بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، ناحیه، حوزه، محات کردن، جزو حوزه اى به حساب آوردن، ناحیه اى شدن

۲

region

منطقه، بوم، سرزمین، ناحیه، فضا، محوطه بسیار وسیع و بى انتها

۳

locale

محل، منطقه

۴

area

مساحت، فضا، ناحیه

۵

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۶

tract

مدت، مرور، کشش، حد، وسعت، اندازه، داستان یانمایشنامه و یا حوادث مسلسل، نشان، اثر، رد بپا، رشته، قطعه، مقاله، رساله، نشریه

۷

sphere

کره، گوى، جسم کروى، فلک، گردون، دایره، محیط، مرتبه، حدود فعالیت، دایره معلومات، احاطه کردن، به صورت کره درآوردن

۸

shingles

توفال، تخته کوبى، توفال چوبى یا سیمانى و غیره، توفال کوبى کردن، (مجازى) پوشاندن، موى سر را از ته زدن

۹

district

بخش، ناحیه، حوزه، بلوک

۱۰

division

تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه