فرهنگ آریان‌پور

منضم

#۱۹۱٬۴۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

incidental

فرعى، ضمنى، تابع، غیر مهم، اتفاقى، لازم، رخ دهنده، محتمل الوقوز