فرهنگ آریان‌پور

منضبط‌ کردن

#۱۹۱٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

discipline

انضباط، انتظام، نظم، تادیب، ترتیب، تحت نظم و ترتیب در آوردن، تادیب کردن