فرهنگ آریانپور
منصوب کردن
#۱۹۱٬۴۵۴
appoint
تعیین کردن، برقرار کردن، منصوب کردن، گماشتن، واداشتن
make
(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه
place
جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى
instate
گماشتن، برقرار کردن، منصوب نمودن، گذاردن
accredit
اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن (به)، معتبر ساختن، اختیار دادن، اطمینان کردن (به)، مورد اطمینان بودن یا شدن، برسمیت شناختن (موسسات فرهنگى)، معتبر شناختن
nominate
کاندید کردن، نامیدن، معرفى کردن، نامزد کردن
constitute
تشکیل دادن، تاسیس کردن، ترکیب کردن