فرهنگ آریان‌پور

منصفانه

#۱۹۱٬۴۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fairly

منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب

۲

evenhanded

منصفانه، بى غرضانه، بى طرفانه

۳

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۴

candid

بى تزویر، منصفانه، صاف و ساده

۵

imparial

بى طرف، بى طرفانه، منصفانه

۶

impartial

بیطرف، بیغرض، راست بین، عادل، منصفانه

۷

even handed

منصف، بیطرف، منصفانه

۸

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار square openmindedly

۹

rightly

به طور صحیح

۱۰

judicial

(judiciary =) ـ قضایى، شرعى، وابسته به دادگاه

۱۱

equitable

منصف، متساوى