فرهنگ آریانپور
منصفانه
#۱۹۱٬۴۳۹
fairly
منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب
evenhanded
منصفانه، بى غرضانه، بى طرفانه
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
candid
بى تزویر، منصفانه، صاف و ساده
imparial
بى طرف، بى طرفانه، منصفانه
impartial
بیطرف، بیغرض، راست بین، عادل، منصفانه
even handed
منصف، بیطرف، منصفانه
square
چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار square openmindedly
rightly
به طور صحیح
judicial
(judiciary =) ـ قضایى، شرعى، وابسته به دادگاه
equitable
منصف، متساوى