فرهنگ آریان‌پور

منصرف‌ کردن

#۱۹۱٬۴۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

dissuade

منصرف کردن، بازداشتن (کسى ازامرى)، دلسرد کردن

۲

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن

۳

wean

از پستان گرفتن، از شیر مادر گرفتن

۴

deter

بازداشتن، ترساندن، تحذیر کردن

۵

discourage

دلسرد کردن، بى جرات ساختن، سست کردن