فرهنگ آریانپور
منزوی کردن
#۱۹۱٬۳۳۰
seclude
جدا کردن، مجزا کردن، منزوى کردن، گوشه انزوا اختیار کردن، منزوى شدن
fence
حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن
immure
در چهار دیوار نگاه داشتن، محصور کردن، زندانى کردن
isolate
مجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردن marginalize
cloister
راهرو سرپوشیده، اتاق یا سلول راهبان و تارکان دنیا، ایوان، دیر، صومعه، گوشه نشینى کردن، درصومعه گذاشتن
insulate
جدا کردن، مجزا کردن، روپوش دار کردن، با عایق مجزا کردن، به صورت جزیره درآوردن، عایق کردن
sequester
جدایى، تفرقه، توقیف کردن، جدا کردن، مصادره کردن