فرهنگ آریانپور
منزوی
#۱۹۱٬۳۲۵
offish
منزوى، خشن
secluded
منزوى sequestered
hermit
زاهد گوشه نشین، تارک دنیا، منزوى
indrawn
جذب کرده، تو کشیده، بداخل کشیده، جذب شده به درون، محتاط، منزوى
insular
وابسته به جزیره، جزیره اى، منزوى، غیر آزاد، تنگ نظر
recluse
دور افتاده، تنها، منزوى، گوشه نشین
solitary
تنها، مجرد، گوشه نشین، منزوى، پرت
seclusive
انزوا گزین، منزوى
dissociable
غیراجتماعى، گوشه گیر، منزوى، انزواجو
lone
تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد outoftheway
aloof
دور، کناره گیر cloistered
close
به دقت Godforsaken