فرهنگ آریان‌پور

منزوی

#۱۹۱٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

offish

منزوى، خشن

۲

secluded

منزوى sequestered

۳

hermit

زاهد گوشه نشین، تارک دنیا، منزوى

۴

indrawn

جذب کرده، تو کشیده، بداخل کشیده، جذب شده به درون، محتاط، منزوى

۵

insular

وابسته به جزیره، جزیره اى، منزوى، غیر آزاد، تنگ نظر

۶

recluse

دور افتاده، تنها، منزوى، گوشه نشین

۷

solitary

تنها، مجرد، گوشه نشین، منزوى، پرت

۸

seclusive

انزوا گزین، منزوى

۹

dissociable

غیراجتماعى، گوشه گیر، منزوى، انزواجو

۱۰

lone

تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد outoftheway

۱۱

aloof

دور، کناره گیر cloistered

۱۲

close

به دقت Godforsaken