فرهنگ آریان‌پور

منزه‌ کردن

#۱۹۱٬۳۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

purge

پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه

۲

refine

پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن

۳

sanctify

تقدیس کردن، تطهیر کردن، (ازگناه) پاک کردن، تخصیص دادن، تصدیق کردن