فرهنگ آریان‌پور

منزجر بودن

#۱۹۱٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

loathe

نفرت داشتن از، بیزار بودن، بد دانستن، منزجر بودن، بیزار کردن، سبب بیزارى شدن

۲

hate

نفرت داشتن از، بیزار بودن، کینه ورزیدن، دشمنى، نفرت، تنفر

۳

abhor

تنفر داشتن از، بیم داشتن از، ترس داشتن از، ترساندن، ترسیدن

۴

detest

نفرت کردن، تنفر داشتن از، بیزار بودن از

۵

revolt

شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن

۶

execrate

مکروه داشتن، نفرت کردن از، بد خواندن