فرهنگ آریان‌پور

مندرس‌ کردن

#۱۹۱٬۲۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fray

ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن

۲

frazzle

فرسودگى، سائیدگى، آشفتن

۳

tatters

تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس