فرهنگ آریانپور
مندرس کردن
#۱۹۱٬۲۷۰
fray
ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن
frazzle
فرسودگى، سائیدگى، آشفتن
tatters
تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس