فرهنگ آریان‌پور

مندرس

#۱۹۱٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

seedy

تخمى، تخم دار، به تخم افتاده، مندرس، از کار افتاده

۲

ragged

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag

۳

tatters

تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس

۴

tattered

تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس

۵

threadbare

(در مورد پارچه) نخ نما، مندرس

۶

run down

تا آخرین نفس دنبال کردن، مندرس، کهنه

۷

dog eared

داراى پرانتز، پست، ژولیده، مندرس

۸

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۹

worn

(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک wear

۱۰

raggedy

ژنده

۱۱

ribbons

نوار، روبان، نوار ماشین تحریر، نوار ضبط صوت و امثال آن، نوار فلزى، تسمه، تراشه ribbon

۱۲

scruffy

ژولیده، ناهنجار، ناسترده