فرهنگ آریانپور
منحط
#۱۹۱٬۲۰۷
amiss
نادرست، غلط، بیمورد، بد، کثیف، گمراه، منحرف، منحط
decadent
رو به انحطاط، منحط، رو به فساد رونده
degenerate
روبه انحطاط گذاردن، فاسد شدن، منحط
effete
از کارافتاده، فرسوده، نیروى خود را از دست داده
deviant
منحرف
ruinous
ویرانگر، ویران، خراب، خراب کننده، خانمان برانداز