فرهنگ آریانپور
منحصر
#۱۹۱٬۱۸۹
one
یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک
limited
محدود، منحصر، مشروط، مقید
limitary
محدود، منحصر، داراى قدرت محدود
exclusive
منحصراً، انحصارا، چنانکه از دخول دیگران جلوگیرى کند
straitlaced
(straightlaced =) ـ با تور محکم بسته شده، کرست بسته، شکم بند دار، منحصر، محدود، درفشار
straightlaced
(straitlaced =) ـ با تور محکم بسته شده، کرست بسته، شکم بند دار، منحصر، محدود، درفشار