فرهنگ آریان‌پور

منحرف

#۱۹۱٬۱۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

awry

منحرف، غلط، کج، چپ چپ، بدشکل، به طور مایل، زشت

۲

deviant

منحرف

۳

deviate

منحرف شدن، منحرف، کجرو شدن، انحراف ورزیدن، غیر سالم

۴

pervert

منحرف کردن، از راه راست به در کردن، گمراه شدن، مرتد، بدراه، منحرف skew twisty depraved perverted

۵

deviator

منحرف، منحرف شونده

۶

perverse

منحرف، در خطا، گمراه، هرزه، فاسد

۷

amiss

نادرست، غلط، بیمورد، بد، کثیف، گمراه، منحرف، منحط

۸

astray

گمراه، سرگردان، منحرف، بیراه، گیج

۹

devious

بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه

۱۰

oblique

مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه

۱۱

aberrant

گمراه، منحرف، بیراه، نابجا، کجراه

۱۲

hell bent

زیاد خمیده، منحرف شده، به بیراهه کشیده شده، (زبان عامیانه) گمراه، منحرف