فرهنگ آریانپور
منحرف
#۱۹۱٬۱۶۸
awry
منحرف، غلط، کج، چپ چپ، بدشکل، به طور مایل، زشت
deviant
منحرف
deviate
منحرف شدن، منحرف، کجرو شدن، انحراف ورزیدن، غیر سالم
pervert
منحرف کردن، از راه راست به در کردن، گمراه شدن، مرتد، بدراه، منحرف skew twisty depraved perverted
deviator
منحرف، منحرف شونده
perverse
منحرف، در خطا، گمراه، هرزه، فاسد
amiss
نادرست، غلط، بیمورد، بد، کثیف، گمراه، منحرف، منحط
astray
گمراه، سرگردان، منحرف، بیراه، گیج
devious
بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه
oblique
مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه
aberrant
گمراه، منحرف، بیراه، نابجا، کجراه
hell bent
زیاد خمیده، منحرف شده، به بیراهه کشیده شده، (زبان عامیانه) گمراه، منحرف