فرهنگ آریان‌پور

منتشر شدن

#۱۹۱٬۰۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۲

circulate

بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن

۳

circumfuse

به اطراف منتشر کردن، منتشر شدن، گسترش یافتن

۴

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره