فرهنگ آریانپور
منتشر شدن
#۱۹۱٬۰۷۵
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
circulate
بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن
circumfuse
به اطراف منتشر کردن، منتشر شدن، گسترش یافتن
issue
بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره