فرهنگ آریانپور
منتخب
#۱۹۱٬۰۴۹
designee
منتخب، منتصب، نامزد
elect
برگزیدن، انتخاب کردن، برگزیده منتخب
choice
پسند، انتخاب، چیز نخبه، برگزیده، منتخب
select
برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن
eximious
عالى، منتخب، ممتاز (excellent، choice)
pick
چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز
chosen
(past: chose ; past participle: chosen) ـ گزیدن، انتخاب کردن، خواستن، پسندیدن
picked
نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده
adoptive
انتخابى، اقتباسى