فرهنگ آریان‌پور

منتخب

#۱۹۱٬۰۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

designee

منتخب، منتصب، نامزد

۲

elect

برگزیدن، انتخاب کردن، برگزیده منتخب

۳

choice

پسند، انتخاب، چیز نخبه، برگزیده، منتخب

۴

select

برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن

۵

eximious

عالى، منتخب، ممتاز (excellent، choice)

۶

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۷

chosen

(past: chose ; past participle: chosen) ـ گزیدن، انتخاب کردن، خواستن، پسندیدن

۸

picked

نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده

۹

adoptive

انتخابى، اقتباسى