فرهنگ آریانپور
منتج شدن
#۱۹۱٬۰۴۱
follow
پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت
result
نتیجه، منتج شدن، پى آمد، دست آورد، برآمد، نتیجه دادن، ناشى شدن، اثر، حاصل
eventuate
منجر شدن، منتج شدن، نتیجه دادن، درآمدن
spell
(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله