فرهنگ آریان‌پور

منتج شدن

#۱۹۱٬۰۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

follow

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت

۲

result

نتیجه، منتج شدن، پى آمد، دست آورد، برآمد، نتیجه دادن، ناشى شدن، اثر، حاصل

۳

eventuate

منجر شدن، منتج شدن، نتیجه دادن، درآمدن

۴

spell

(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله