منبع
#۱۹۰٬۹۹۰
fountain
منبع، فواره، منشاء، مخزن، چشمه، سرچشمه
mine
کان، معدن، نقب، راه زیر زمینى، (علوم نظامى) مین، منبع، مامن، مال من، مرا، معدن حفر کردن، استخراج کردن یا شدن، کندن
pool
تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن
fount
فواره، منبع، مخزن، یکدست حروف هم شکل وهم اندازه (در چاپخانه)
hotbed
سرچشمه، منبع، بستر خاکى چمن که در اثر تخمیر و یا به وسیله دیگرى گرم شده باشد، محل یا محیطى که در آن رویش و پیشرفت سریع باشد
supply
فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن
cistern
آب انبار، مخزن آب، قدح بزرگ مسى، منبع
original
اصلى، بکر، بدیع، منبع، سرچشمه، اصیل، اصل، مبتکر، ابتکارى
wellhead
سرچاه نفت، سرچشمه، منبع، چشمه، سر دیوار
rootstock
(گیاه شناسى) ساقه زیر زمینى، (مجازى) اصل، منبع
wellspring
سر چشمه، منبع
head spring
سرچشمه، منبع، ورزش و آکروبات با سر
font
حوض غسل تعمید، ظرف مخصوص نگه دارى آب مقدس، چشمه، ذوب، خانواده حروف
mint
ضرابخانه، سکه زنى، ضرب سکه، سکه زدن، اختراع کردن، ساختن، جعل کردن، (گیاه شناسى) نعناع، شیرینى معطر با نعناع، نو، بکر
mother
مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل
reference
ارجاع، مرجع، مراجعه، رجوع، کتاب بس خوان، بازگشت، عطف، کتاب مخصوص مراجعات علمى و ادبى و غیره
repository
انبار، مخزن، صندوق تابوت، ظرف، رازدار