فرهنگ آریانپور
منبسط
#۱۹۰٬۹۸۱
distent
منبسط، ورم کرده
prolate
منبسط، کشیده شده، دوک وار، دراز
trig
قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن
porrect
بسط یافته، گسترده، پهن شده، منبسط، دراز کردن، جلو گذاردن، منبسط کردن، ارائه دادن
patulous
باز، گشاده، گشوده، منبسط، پهن
tenuous
رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء
expansion
توسعه، بسط، انبساط