فرهنگ آریان‌پور

من من کردن

#۱۹۰٬۸۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

haw

پرچین، حصار، محوطه، (گیاه شناسى) کویج، کیالک، میوه ولیک، ملاولیک، چیز بى ارزش، گیر کردن، من من کردن، گیر در صحبت، درنگ، فرمان حرکت (به یک دسته یاتیم) دادن، گله گوسفند و غیره، دست چپ رفتن، دست چپ بردن، به دست چپ، دست چپ برگ

۲

fumble

کورکورانه جلورفتن، اشتباه کردن، لکنت زبان پیدا کردن، من من کردن، (در فوتبال) توپ را از دست دادن، سنبل کردن، کورمالى، اشتباه

۳

mammer

بالکنت گفتن، من من کردن، گیج شدن

۴

mumble

زیر لب سخن گفتن، من من کردن

۵

mutter

من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن

۶

piffle

چرند، ناچیز، من من کردن، حرف بیهوده زدن، مهمل گویى

۷

stammer

لکنت پیدا کردن، گیر کردن (زبان)، لکنت، من من کردن