فرهنگ آریانپور
من کردن - من -
#۱۹۰٬۸۱۷
haw
پرچین، حصار، محوطه، (گیاه شناسى) کویج، کیالک، میوه ولیک، ملاولیک، چیز بى ارزش، گیر کردن، من من کردن، گیر در صحبت، درنگ، فرمان حرکت (به یک دسته یاتیم) دادن، گله گوسفند و غیره، دست چپ رفتن، دست چپ بردن، به دست چپ، دست چپ برگ
fumble
کورکورانه جلورفتن، اشتباه کردن، لکنت زبان پیدا کردن، من من کردن، (در فوتبال) توپ را از دست دادن، سنبل کردن، کورمالى، اشتباه
mammer
بالکنت گفتن، من من کردن، گیج شدن
mumble
زیر لب سخن گفتن، من من کردن
mutter
من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن
piffle
چرند، ناچیز، من من کردن، حرف بیهوده زدن، مهمل گویى
stammer
لکنت پیدا کردن، گیر کردن (زبان)، لکنت، من من کردن