فرهنگ آریان‌پور

ممیزی کردن

#۱۹۰٬۷۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

survey

پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید

۲

verify

بازبینى کردن، تحقیق کردن، رسیدگى کردن، صحت و سقم امرى را معلوم کردن، ممیزى کردن