فرهنگ آریانپور
ممیز
#۱۹۰٬۷۸۵
discriminator
ممیز، فرق گذار، تمیز دهنده، تفکیک کننده، قائل به تبعیض
radix point
ممیز، نقطه مبنا
binary point
ممیز، ممیز دودویى
decimal point
ممیز، نقطه اعشار، ممیز اعشارى
point
نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن
auditor
مامور رسیدگى، ممیز حسابدارى، شنونده، مستمع
verifier
بازبین، بازبینى کننده، تصدیق کننده، ممیز
scrutineer
بازرس، ممیز، (انگلیس) بازرس آراء