فرهنگ آریان‌پور

ممیز

#۱۹۰٬۷۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

discriminator

ممیز، فرق گذار، تمیز دهنده، تفکیک کننده، قائل به تبعیض

۲

radix point

ممیز، نقطه مبنا

۳

binary point

ممیز، ممیز دودویى

۴

decimal point

ممیز، نقطه اعشار، ممیز اعشارى

۵

point

نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن

۶

auditor

مامور رسیدگى، ممیز حسابدارى، شنونده، مستمع

۷

verifier

بازبین، بازبینى کننده، تصدیق کننده، ممیز

۸

scrutineer

بازرس، ممیز، (انگلیس) بازرس آراء