فرهنگ آریان‌پور

ممتحن

#۱۹۰٬۷۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

examinant

ممتحن

۲

tester

آزمایش کننده، ممتحن، آزمونگر، آزماینده

۳

proctor

وکیل قانونى، بازرس دانشجویان، متولى، ناظر، نایب، ممتحن، نظارت کردن، بازرسى کردن

۴

examiner

آزمونگر، ممتحن، امتحان کننده

۵

observer

مشاهده کننده، مراقب، پیرو رسوم خاص