فرهنگ آریان‌پور

ممانعت به عمل‌ اوردن

#۱۹۰٬۶۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

prevent

جلوگیرى کردن، پیش گیرى کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن

۲

prohibit

منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى