فرهنگ آریان‌پور

مماس بودن

#۱۹۰٬۶۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

abut

نزدیک بودن، مماس بودن، مجاور بودن، متصل بودن یا شدن، خوردن

۲

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه