فرهنگ آریان‌پور

ملوث‌ کردن

#۱۹۰٬۶۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

taint

لکه دار کردن، رنگ کردن، آلوده شدن، لکه، ملوث کردن، فاسد کردن، عیب

۲

besmear

آلودن، اندودن، ملوث کردن، رنگ کردن، کثیف کردن

۳

contaminate

آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن

۴

smear

لکه، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن

۵

defile

آلوده کردن، بى حرمت کردن، بى عفت کردن، گردنه، رژه رفتن، گذرگاه